|
ناتوانی در توصیف عشق
|
| زندگينامه فروغ فرخزاد | |
|


بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد
مثل یک بیت ته قافیه ها خواهم مرد
تو که رفتی همه ثانیه ها
سایه شدندسایه در سایه آن ثانیه ها خواهم مرد
شعله ها بی تو ز بی رنگی دریا گفتند
موج درموج در این خاطره ها خواهم مرد
گم شدم در قدم دوری چشمان بهار
بی تو یک روز
در این فاصله ها خواهم مرد.
تقدیم به تمام کسانی که در این دنیا بی رحم مرا فهمیدن
در وصف این مردم خارا صفت مانده ام .
یک روز به فردی که زمانی میگفت: بدون تو نمیتوانم نفس بکشم
,گفتم:در میان این کهکشان غم تنهایم مگذار.
اما نامه هایم را به گونه های اشک فشانم زدو رفت
.حالا این عکس را با همان اشکها و عشق تقدیمش می کنم تا بداند دله شیشه ایم تا ابد میگرید.
به کدامین جرم برای من حکم صبر صادر شد
جرم من عشق بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

وقتی مردم ...
وقتی که من مردم بیش از لحظاتی که ص
وقتی مردم ...
وقتی که من مردم بیش از لحظاتی که صدای دلگیر و بد خلق ناقوس را خواهی شنید
که به دنیا خبر می دهد که من از این دنیای پست گریختم تا با پست ترین کرم ها هم خانه شوم ؛ برای من سوگواری مکن ...
بلکه اگر این شعر را خواندی دستی که آن را نوشته است را به یاد نیاور
زیرا من به قدری تو را دوست دارم که دلم می خواهد در خیال و افکار شیرین تو از یاد رفته باشم مبادا اگر به من فکر کنی تو را غمگین سازد ...
آه باز می گویم اگر تو به این شعر نظر افکندی وقتی که شاید من با گل آمیخته و ترکیب شده ام
حتی اسم بیچاره ی مرا تکرار مکن....
بلکه بگذار عشق تو نیز با تمام شدن زندگی زوال یابد و پایان پذیرد مبادا این دنیای عاقل به ناله و سوگواری تو بنگرد و تو را بابت من ریشخند کند در وقتی که من از دنیا رفته باشم .....
دای دلگیر و بد خلق ناقوس را خواهی شنید
که به دنیا خبر می دهد که من از این دنیای پست گریختم تا با پست ترین کرم ها هم خانه شوم ؛ برای من سوگواری مکن ...
بلکه اگر این شعر را خواندی دستی که آن را نوشته است را به یاد نیاور
زیرا من به قدری تو را دوست دارم که دلم می خواهد در خیال و افکار شیرین تو از یاد رفته باشم مبادا اگر به من فکر کنی تو را غمگین سازد ...
آه باز می گویم اگر تو به این شعر نظر افکندی وقتی که شاید من با گل آمیخته و ترکیب شده ام
حتی اسم بیچاره ی مرا تکرار مکن....
بلکه بگذار عشق تو نیز با تمام شدن زندگی زوال یابد و پایان پذیرد مبادا این دنیای عاقل به ناله و سوگواری تو بنگرد و تو را بابت من ریشخند کند در وقتی که من از دنیا رفته باشم .....
به خاطر آور ، که آن شب به برم
گفتی که : بی تو ، ز دنیا بگذرم
کنون جدایی نشسته بین ما
پیوند یاری ، شکسته بین ما
گریه می کنم
با خیال تو
به نیمه شب ها
رفته ای و من
بی تو مانده ام
غمگین و تنها
بی تو خسته ام
دل شکسته ام
اسیر دردم
از کنار من
می روی ولی
بگو چه کردم
رفته ای و من آرزوی کس
به سر ندارم
قصه ی وفا با دلم مگو
باور ندارم ...........
اشکال نداره..........تو هم مثل بقیه دلمو بشکنو برو.......ناراحت نمیشم................فقط.....میمیرم


فردا
خدا وصیت منو گوش بده ناممو بخون
شاید دیگه من نباشم مواظب عشقم بمون
می سپارمش بهت میرم تمام تارو پودمو
یه وقت نیاد برنجونیش کسل کنی وجودمو
خدا یه وقت کسی نیاد بدزده قلب سادشو
کسی نیاد تو زندگیش
بشینه زیر سایشو بهش بگه دوسش داره
خیلی بده زمونمون خدا سپردمش بهت مواظب عشقم بمون
خدا شاید این عشقی که من میگمو تونشناسی
نزدیک ترین کسم اونه خیلی دوسش دارم همین
راستی یادم نره بهت بگم عزیزترین من اونه
خودم مهم نیست ولی اون نزاری تنها بمونه
بمیرم واسه هق هقش گریه چقدر بهش میاد
وقتی که حرسش میگیره میگه از من بدش میاد
اما وقتی آروم میشه میبینه من بغضم گرفت
همین دیوونه بازیاش از چشممو گرفت
حالا که دیگه مجبوریم از هم دیگه جدا بشیم
بیا به یاد اون روزا همدیگه رو دعا کنیم
یه وقت دیدی دعا گرفت خدا نزاشت جدا بشیم
ای وای داره فردا میاد باید دست به دعا بشیم
