تبليغاتX
عاشق تنها -
ناتوانی در توصیف عشق
من چه ساده ام!واز صداقت سرشار...!
اما.......
دنيا پر از ريا و دروغ!ومرا نيز اينگونه ميخواهد...
امروز بر سادگي خود گريستم...و يا نه...خنديدم!
وقتي ديدم چه راحت به اتهام ساده دلي دل ديگري را رنجاندم...
آيا گناه از من بود که بي ريا بودم...يا نه...
يا گناه از نگاه ديگران است که مرا ريا کار ميخواهند...
چگونه تاب بياورم اين نگاههاي سنگين را...
ميگريزم و خودم را تنها مي يابم. در تنهايي غرق سکوت ميشوم...
سکوتي سنگين که راه فرياد را بر من ميبندد
و چه زجر آور است فريادي که در درون سينه ام حبس شده...
کاش ميمردم ديگر طاقت اين زندگي را ندارم
کاش ميشد امشب که ميخوابم ديگر بيدار نشوم

تقدیم به m

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/06/20ساعت 15:54  توسط سلیمان  |